سلام عرض کردیم دوستان:

 

شکوه از تن که نه..از عاشقی جان دارم/

از غم و راز مگو..قصه فراوان دارم/

هی نگویید شوم دست به دامان دعا/

که نه امید به کعبه..نه خراسان دارم/

شده ام عین بت سنگتراشان قدیم/

نه خبر از هدف کفر و ..نه ایمان دارم/

ناسپاسی نشود..فکر خدا بوده که من/

ننگ از نام و ..نشان از خود حیوان دارم/

بس که بردند و دریدند و خدا را کشتند/

نفرت از هر که ، که نامش شده انسان دارم/

در دلم یک چمدان خط و نشان...حرف و حدیث/

در سرم همهمه ای از ره "پایان" دارم/