برداشت من
ترکیب - نور و تجزیه نور و تضاد - نور
عشق از میان هر سه شان می کند عبور
برداشت ام از اول و از آخرین سکانس
خود را به دست پوچی مطلق سپردن است
بیماری و در غصه و غم - دست و پا زدن
یک باره سپس در شوک ادراک مردن است
***
در گوشه ی لب نه بوسه نه خالی ماند
اول شدم از آخر و ..نه حالی ماند
از مرحمت هزار و یک گیشه دلیل
در حوصله ام نه اوج .. نه بالی ماند
***
دوستان
در بساط این فقیر
فعلن
چیزی برای دعوت و تعارف
نیست.
اگر از روی محبت سر می زنید
قدم بر چشم دل
می گذارید و سر .
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۶:۲۴ ب.ظ توسط صنما
|

