نیش و نوش
وول می خورد هنوز در بکارتی نجیب
ژن قروچه های شب با مهارتی عجیب
نوش های پرده در ، نیش های زهره بر
بی تفاوت از نگاه ، از اراده بی نصیب
میزنای زن کجاست ای بهشت برده هوش
گم شده نجابتش ، در عفاف سرخ سیب
باز می رسی به صبح از فرود پلک شب
سر زده دو باره ای ، صادقانه از فریب
ضرب می شوی به هیج بار می بری به هر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ(این مصراع را تو بگو )
+ نوشته شده در سه شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۷:۳۴ ب.ظ توسط صنما
|